اس ام اس , جوک , عکس طنز

اس ام اس , جوک , عکس طنز
اس ام اس,جوک,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس جدید,اس ام اس خنده,جوک جدید,عکس طنز,اس ام اس تنهایی,فال حافظ,بازی آنلای,طنز,خنده
پيوندهاي سايت
پيوندهاي روزانه
جديدترين اعضاء
» brvntcqpoy (brvntcqpoy)
» kobeajhwuj (kobeajhwuj)
» zuraixxgm (zuraixxgm)
» molalbkn (molalbkn)
بیلاگ
قدرت گرفته از : سرويس سايت ساز بیلاگ

وسواس فکری گرفته ام، دوست دارم همه ی فایل های لپ تاپم در فولدرهایی با اسم مشخص و معین طبقه بندی شود، هیستوری گوشی و لپ تاپم را پاک میکنم. کانال های تلگرامم را مرتب می کنم خیلی ها را حذف میکنم.لیست آدم هایی که فالو میکنم را مرتب میکنم. وسط کارهایم میروم کمد آزمایشگاهم را مرتب میکنم. کوله پشتیم را مرتب میکنم و روز بعد باز هم بهم می ریزد. احساس میکنم یک چیزی باید جایی باشد اما سر جایش نیست... میدانم هر چقدر هم، همه چیز را مرتب کنم باز جایی چیزی بهم ریخته که از چشمم دور مانده، یک اتفاقی که باید می افتاد اما نیفتاده است...شاید همه ی این کارها واکنشی ذهنی به یک بهم ریختگی در جایی از زندگیم باشد...

پ.ن یک: دلتنگی های آدمی را

باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره

نادیده می گیرد

و هر دانه ی برفی

به اشکی ناریخته می ماند

سکوت... سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من

پ.ن دو: همایون از بی تابی و سرگشتی هایش می خواند و چقدر به دلم می نشیند:

تـــو کـیـسـتـی کـه مـن اینگـونـه بی‌تو بـی‌تـابـم
شــب از هــجــوم خیــالت نـمــی‌بــرد خــوابــم
تـــو کــیـسـتـی کـه مـن از مـوج هـر تبسـم تــو
بـــســان قــایــق ســرگــشــتــه روی گـــردابــم
مــــن از کــــجـــا ســر راه تــو آمـــدم نـاگــاه
چـــه کـــرد بــا دل مــن آن نــگـــاه شـیــریــن آه
تــو دوردســت امیـدی و پــای مـن خسته است
چـراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است
تـــو آرزوی بـــلـــنـــدی و دســـت مـــن کــــوتــاه
مــدام پــیـش نـگـــاهــی مـــدام پــیــش نــگــاه
چــــه آرزوی محالـی‌اسـت زیــســتــن بــا تــو
مـــرا هـمـیــن بـگـذارنـد یــک ســخـن بــا تــو

مریم آقازاده

نهمین روز پاییز تن طلایی


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷ساعت 20:17
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 3 | لينك ثابت

بعد از سه سال، امروز صبح یک حس خوب داشتم، برای چند لحظه احساس رضایت درونی داشتم، برای اولین بار به سبکی پر رسیدم، دوشت داشتم این حس ممتد باشد و هیچوقت از بین نرود اما این حس بیش از ظهر دوام نیاورد...

بالاخره این سه سالی که روزگارم را سیاه کرده بود و زندگی ام را تلخ، تمام شد حالا باید تکه های خود واقعی ام را از خاطرات پریشان ماجراهای زندگی ام بیرون بکشم. کاری که تا این موقع توانش را نداشتم یا حتی بهتر بگویم می ترسیدم این کار را بکنم.

اگر قدرت نوشتن نداشتم، اگر اینجا نبود دلم می پوسید از تنهایی، از تمام حرف هایی که هیچوقت نزدم و بغض شد و بارید...شاید خودم را سر به نیست می کردم... هیچ کس نفهمید اینکه اشکم دم مشکم هست و با کوچکترین حرفی... سخنی می شکنم و اشکم سرازیر می شود بخاطر این است که چیزهایی در من حل نشده اند...بغض شده اند و تنها راه خروجشان اشک از دریچه ی  چشمانم هست...

فقط متایکا با صدایی در حد کر شدن آرامم میکند:

Never cared for what they say

Never cared for games they play

Never cared for what they do

Never cared for what they know

And I know, yeah!

Open mind for a different view

And Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

Nothing else matters

مریم آقازاده

پاییزی که دوست دارم آخرین پاییز عمرم باشد


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 16:25
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 1 | لينك ثابت
 

طبق انچه از ائمه اطهار علیهم السلام در وصف چگونگی محبت امام زمان علیه السلام به ما رسیده ...

خیلی بیشتر از چیزیه که انسان های بی محبت سرد ناسپاس خودخواه ناباور سال 2018 زمین درک کنند...

اما فهم کم من ثابت کرده اگر چنانچه قرار باشه شب طی اتفاقی دستمونو در حد خراش ببریم همون صبحش امام برامون دعا کرده ... و قطعا حادثه بدتری در راه بوده ... بلایی که با دعای امام دفع شده...

فهم کم من ثابت کرده وقتی حتی دلمون یک لباس یک خوردنی یک ملک یک زیورالات ... بخواد اما نداشته باشیم و با حسرت نگاهش کنیم امام ما اون لحظه دلش گرفته...

فهم کم من ثابت کرده هروقت از شدت تنهایی و درماندگی به زانو درامدم و در تنهاییم اشکی ریختم اندوهگین تر از من امامم نشسته و سر بر دیوار تنهایی گذاشته و گریسته...

و خیلی موارد دیگه که به شمارش نمیاد...

اما ما ...

مثلا سه روز قبل روز ورود اسرای کربلا به شام بود برای امام زمان که زمان مدام ورق میخوره ساعات طوفانی بود... روز سختی بود.. چند نفر به یادش بودند؟برای تنهایی و دردها و اندوهش اشکی ریختن؟و یا برای ارامش قلبش صدقه ای دادند؟...

ما خیلی بدهکار امام زمانیم... بدهکار دعاهاش محبت هاش و ناسپاسی های خودمون...

کاش کمی فکر کنیم... فکر کردن چیزی هست که از ما گرفته شده... خودمون هم گویا به این خالی بودن و فکر نکردن عادت کردیم..

کاش یاد بگیریم فکر کردن رو ... به چیزای مهم و حیاتی فکر کردن رو...

به هر چیزی که قلب محزون امام ما رو رنجیده خاطر کنه و هر چیزی باعث شادی و رضایتش بشه...

 


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ساعت 3:31
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 6 | لينك ثابت
چقدر دلم گرفته...چه دل پری دارم...

هرچقدر از جواب دندان شکن موشکی سپاه به مقر داعش خوشحال شدم از اینور غصه خوردم که چرا شمالغرب همیشه بحال خودش رها شده و چه زمانی که جوانهای رشید غیور در دو سه جبهه جنگیدن و هم با کومله دمکرات ها مبارزه مردانه کردن و هم در خرمشهر و جنوب و غرب با بعثی ها...

داعش تکلیفش معلومه

اما کومله دمکرات بین اکراد نفوذ و رسوخ کرد و باقی موند و کینه عجیبی از مرزنشینهای ترک و شیعه بدل گرفت...

دشمن دشمنه...چه داعش چه بقایای حزب کومله دمکرات...

اگر رجوی بده مشمئز کننده و بیرحم بی صفت و بی وجوده ، عواملشون هم که در شهرهای مرزی مثل گرگ در لباس میش کمین کردن تا سر بزنگاه زهرشونو بریزن هم همونقدر بیرحم و بی صفت و ضد بشرند...

کاش به مرزنشین ها مرزدارها مرزبان ها و اونها که در این سه چهار دهه انقلاب رو امنیت مردم رو با جان و مال و شرف و غیرتشون حفظ کردن اندازه مردم شهرهای دیگه کلانشهرها ... یک هزارم پایتخت حتی اهمیت و بها داده میشد...

افسوس که یکی از بزرگترین نقص های این نظام اینه که عوامل و زحمت کشان و متعهدان به ارمان هایی که ازشون دم میزنه رو هرگز بها نداده ...

درحالیکه اگر اتفاقی خدای نکرده بیفته اونها که با نقاب انقلابی بودن شغل و خونه و مال و مکنت جمع کردن الفرار ! همین هایی می مونن و دفاع میکنن که از قبل انقلابی ومعتقد بودن و هیچی عایدشون نشده و هرگز خود رو طلبکار انقلاب ندیدند...

قبلا فکر میکردم امریکا و اعوان و انصارش فکر منافعشونن و نظام ما فکر مصالحش ...

اما حالا میبینم همین انقلابی های واقعی مستضعف که سرشون به هیچ اخوری بند نیست و از هیچ جایی بهره مادی نمیبرن ، جزو مصالحن ...

پس فکر مصالح هم نیستن!

بقول معتضدی وطن فروشی مدروز شده...

و تکرار میکنم جز اون بدنه اصلی سپاه هسته اصلی که هنوز سر ایدئولوژی ها و آرمانهای روز اول هستند ... چیزی نمونده که مردم بهش با تمام وجود اعتماد کنند و دلشون اروم باشه...

اونها که جوونن نمیفهمن خیلی... نبودن... یادشون نیست...

اما اساس سپاه بر مبنای ایدئولوژی شکل گرفت که هنوز که هنوزه قدرت اینو داره دشمنان رو بشدت بترسونه...

حتی قوی تر از بسیج مخلص که لشگر خدا بود و هست ...

مخلص کلام اینکه با دلسوزان و زحمت کشان و رنج دیدگان بدتا کردن...

وگرنه شهرهای مرزی ساختمان سازی ها و دوره های پزشکی چشم پزشکی فوق تخصصی رایگان نمیذاشتن در حالیکه در خود شهر مرزی ، قلب شمالغرب که هنوز تروریستهای مرز غربی چشم طمع بهش دارن ، سقف خانه هایی ویران و شیعه هایی فقیر و مریض بدون کوچکترین حامی و پشتوانه وجود داره !!!

مختصری درددل بود...

و کاش برادران شهیدمون ... سال 60... همون سال 60 ... ریشه این احزاب کومله دمکرات و تفاله های رجوی رو برای همیشه معدوم میکردن که حالا برامون خط و نشون نکشن...

کاش احمدکاظمی رو از دست نمیدادیم که حتی بعد از انقلاب راه نفس این حیوانات بی وجود رو گرفته بود و امنیت مثال زدنی بوجود اورده بود...

درد زیاد و گوش شنوا ؟؟؟ ...


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ساعت 21:14
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 3 | لينك ثابت
زور ادم که به داروهای ضد درد خارجی نرسد...

وسعش که به افتادن پی دارو درمان نرسد و از همان اول کار حسابش را بکند که اگر پا به راه درمان ریشه ای بگذارد همان روز اول شب نشده کم می آورد ...

از طرفی حریف دردها هم نشود...ناچارا مشت مشت مسکن های دم دستی خوردن و محض کمی فارغ شدن از دنیا ، از دلسترهای مشکوک خواب قرض گرفتن و الباقی روز زل زدن به سقف و سکوت میشود روزگارش...

قرارمان این نبود را زیاد گفته ام ...

حالا میخواهم بگویم اینطور نخواهد ماند ...

خوشبینی است اما بهرحال یک روشنایی بزرگ جایی از جهان میدرخشد با قدرت تمام ...از آن روشنایی اندازه جرعه ای سهم ما نیست؟؟؟

بالاخره که می آید...

حالا گیرم کفن به خویش پیچیده شمشیر از نیام کشیده فریاد هل من اش را لبیک گوییم...

 

Related image

 

 


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 1:32
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 1 | لينك ثابت
بقول رفیق عزیزی که 5شیش تا دندون خراب بعد ماهها دوندگی و گرفتن وام ، یکجا درست کرد و دکترا که از مواد خوب برای پر کردن دندان ها برای از ما بهتران استفاده میکنن و برای ایشون از مواد خراب دست چند استفاده کردن و جیوه زیاد زد و تنظیماتش رو بهم ریخت ... امان از معضل دندان!

راست میگه خب ... واقعا نمیدونم جمعیت واقعی ایران اینان که تو تلویزیون نشون میدن که تمام دندونا ردیف و مرتب و سفید عین مرواریده (به مدد لمینت و اینکارا که اسمشم نمیدونم) یا اون سیاستمدارا دولتی ها حتی کارشناس های پیزوری برنامه های دست چندم تلویزیون که حتی رنگ ریششون با قباشون ست میکنن یا رنگ لنز چشمهاشونو با کفشهاشون!!! یا ماها که یک در میون دندونامون خرابه و شبها تا صبح از درد دندان باید عین مارگزیده ها به خود بپیچیم؟!

سوال مهمیه! دوکلمه حرف حساب مثلا!!!

آقای حقوق شهروندی که رنگ قباش با رنگ ریشش ست میکنه و با پول عینک و ساعتش میشه سه چهارتا خیابون خرید و به نام زد بایست جواب بده دیگه اما پرروتر از ایناست که جوابگو باشه!

جواب هم بخواد بده مثل وزیر مودبش جواب میده که آبروی هرچه دکتره در عالم برد !

 


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 1:47
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 1 | لينك ثابت
 

از خواص هندوانه ابوجهل برای دندان درد میگفت و ...

و من داشتم فکر میکردم غیر از هر درد و رنجی که بر عزیزانم تحمیل بشه و یا هر درد و رنجی که در انسانی(دارم میگم انسان ها...وانسان در حال حاضر فقط بین مستضعفین میشه پیدا کرد که شرفشون رو به مادیات نفروختن) ببینم و متالم بشم چیزی میتونه شادمانیمو بهم بزنه؟

نه!!!

کمی حس کردم شبیه اون هندوانه ام! ظاهرم غلط انداز اما علاج دردهای شدید!!!

یاد اون کامنتی افتادم که برام نوشته بود همه دردت اقتصاده پس کو فرهنگ ؟!!!

مثلا وقتی دندون کسی اونم به بدترین وجه درد میکنه و میزنه به مغزش و هزار تا درد دیگه چاشنیش میشه ، بهش بگی اگر فرهنگ داشته باشی دندون دردت خوب میشه!!!

چه میدونیم!؟شاید هم شد!

شاید مثلا من دچار جهلم و نمیدونم و قرص فرهنگ میتونه دندون درد رو هم علاج کنه!!!

الله اعلم !

 

Related image


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 2:16
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 5 | لينك ثابت
 

میخوام کمی درباره دغدغه بزرگم بنویسم...

اگر اعصابم یاری کنه امشب... در همین پست...

یک مستندی ساخته شده بود که اگر اشتباه نکنم از عوامل ساختش بچه های سیدمرتضی آوینی رحمت الله علیه هم بودن...

در اون مستند سراغ کسانی رفته بودن که تجربه مرگ تقریبی رو داشتن (چه ایرانی چه خارجی) با هر ملیت و قوم و دینی...

حرفهای همشون مشترک بود...

اونچه دیده بودن و تجربه ای که کرده بودن البته برای شخص خودم قابل درک و فهم بود...

خوب تعریف میکردند...

یکیش قشنگ خاطرم موند...

کسی بود که در جوانی شرارت میکرد و حیوانات بی گناه بی زبون رو آزار میداد مخصوصا گربه ها رو...

وقتی این اتفاق براش میفته و دچار مرگ تقریبی میشه (و افسوس من نمیتونم عینش رو بگم و شاید روزی فیلمش رو همینجا در همین پست گذاشتم) اتفاقات زیادی براش رخ میده از جمله دقیقا عین اون عذاب هایی که حیوانات از دست این جوان کشیده بودند رو بهش میچشونن میگفت دقیقا بهم حالی کردن اون حیوونای بی گناه در اون حال چه عذاب جسمی و روحی متحمل شدن وحشتناک بود...

و همین براش مقدمه برگشت و توبه میشه...

الغرض ...!

این رو گفتم تا مطلب دیگه ای رو عنوان کنم...

تصور میکنم جوونها رو...حالا از ما که عمری گذشته واقعا به سن و سال شناسنامه هم حتی کار ندارم اونچه تکلیفم بوده عمل کردم و تاوان باورامو با جان و سلامتیم پس دادم و دیگه تقریبا کاری ازم برنمیاد...حرفم جووناییه که الان و امسال و 5 سال اینده کارایی دارن و ده سال دیگه مثل الان من از کار افتاده ان با این فرق که در زندگیشون حتی مجال پیدا نکردن به تکلیفشون عمل کنن یا جوانی کنن یا دنبال تفریح و هیجان و کار و زندگی برن ...

این جوون ها که دربدر دنبال کارن دنبال شغل و مسکن یه درامد مختصر یک زندگی ساده ... اینها که روزها و شبهاشون داره میگذره و عمرشون هدر میره عمری که برنمیگرده ... و از فرط یکنواختی زندگی دچار افسردگی سردرگمی یأس و انواع بیماریهای روحی و حتی جسمی میشن...

دارم فکر میکنم اگر اون جوون بخاطر ازار دوسه تا گربه اون همه بلا سرش اومد و تازه بهش حالی کردند که اینور اینجوره حساب کتاب ...پس حساب کتاب تمام اونها که مسئولن و باعث وضع فعلی جوون هان چطوری خواهد بود؟

اگر به معاد باور دارن که خیلی خدایی وحشتناکه...اگر ندارن که واقعا در رأس سمتهای مهم و مناصب کلیدی مسلمین چه میکنن؟؟؟

که قراره در اون دنیا عین به عین عذاب های روحی لحظه به لحظه جوان هایی که از کثرت مشکلات دچار بیماری میشن جوانی و عمرشون هدر میره رو بچشن... تازه اون دسته جوانهایی که از بیکاری و نداشتن درامد و کار و زندگی و سر و همسر و خانه کاشانه به فساد و ابتذال و کفر کشیده میشن بماند که حساب کتاب مسئولین در قبال اونها رو حتی نمیتونم تصور کنم...

ما معاد رو باور نکردیم...

ما حتی تصوری هم از معاد نداریم...

یعنی بشر خاصیتش همینه...تا چیزی رو پدیده ای رو اتفاقی رو به چشم نبینه درک نمیکنه برای همین ارزش ایمان ادم ها پیش خدا زیاده...ارزش باور کسانی که ندیده ایمان اوردن و حتی به یقین رسیدن...

مثل تمام کسانی که دیدیم زمان جنگ روزهاشون به جنگیدن میگذشت و شبهاشون به رفتن در بیابانها و در گورها در تاریکی خوابیدن...

معاد رو باور نکرده ها شدن مسئول و متولی امور مسلمین! یا للعجب!!!

جای چه کسانی هم اومدن...

کسانی که از ترس قیامت و حساب کتاب خداخدا میکردند زودتر دوران عمرشون سر بیاد تا بار گناهشون زیادتر و سنگین تر نشه...

حالا اونا به چه چیزایی میگفتن گناه که برای ماها اصلا عادته کار عادی و روزمره و همرنگ جماعت شدنه...

معاد رو اگر باور داشتند مسئولین ما ، از فردای حساب کتابشون در قبال عمر این همه جوون میترسیدن...و بخدا که ترس هم داره...

جوابگوی ثانیه به ثانیه ی عمر جوانها بودن وحشتناکه...

اما افسوس که پرده های قطور غفلت کر و کورشون کرده...

و این بزرگترین دغدغه منه... و حیف از جوانهایی که قدرشونو نمیدونن و عمرشون برای هیچ و پوچ تلف میشه...

افسوس...

 


بعدا.نوشت:خیلی التماس دعا...

 


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 3:08
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 2 | لينك ثابت
 

Image result for ‫فرخ نعمتی‬‎


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 18:40
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 3 | لينك ثابت
 

خوبی وبلاگم اینه همه جور چیزی توش پیدا میشه...

یعنی من حالم هر روز هر ساعت متفاوته...این هم دو قطبی بودن و افسردگی و اینا نیستا...حکایت دیگه ای داره که بماند بین من و خدا...

خلاصه...

با اینکه خودم دستی به قلم دارم... و اصولا ادم مظلومی ام از این لحاظ و همه جوره حق و حقوقم پایمال شده و خوب که فکر میکنم میبینم بهتر ! چون جایی که یک کتاب معمولی متوسط مثل ملت عشق بشه کتاب سال من کلا ننویسم بهتره مردم به چیزهای دم دستی عادت کردن همون بمونن توی همین سطح بهتره لیاقتشون همینه! و لیاقت متولیان امر!

مگر چندتا نویسنده پیدا میشه که انسان باشن به معنی واقعی کلمه ؟ و تجارت نکنن ؟ و به عمق مفهوم ن و القلم رسیده باشن ؟... کم ...خیلیییییییییییییی کم .

...اما چون توی جمع نویسنده هایی که مغزشون فسیل شده بودم ... توصیه اکید میکنم :

از نویسنده جماعت دوست انتخاب نکنید(حتی المقدور صمیمی)

از نویسنده جماعت زن نگیرید!

به نویسنده جماعت زن ندید!

با نویسنده جماعت اسرارتون رو مطرح نکنید!

پیش نویسنده جماعت تا میتونید ساکت باشید!

تا میتونید از نویسنده جماعت فرار کنید !

اگر توی دنیا تنهای تنها شدید و تنها ادم باقی مونده یک نویسنده بود به غاری پناه ببرید!

کلا احتیاط کنید!

 

Related image


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ساعت 19:53
توسط محمدحسین | تعداد بازديد : 3 | لينك ثابت
آخرين مطالب ارسالي
» نیروی انتظامی باید مظهر عزت، اقتدار و رحمت باشد (جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ | ۱۴:۲۵)
» آمریکا با شکست تحریم‌ها دوباره از ملت ایران سیلی خواهد خورد (جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ | ۱۸:۳۴)
» مردم، رعایت نظم و فرهنگ ترافیک را به فرزندان خود بیاموزند (جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ | ۱۸:۴۳)
» کشف۶میلیارد ریال کالای قاچاق در بافق/بزرگترین مبارزه با استکبار جهانی خدمت به مردم است (جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ | ۱۸:۵۲)
» پیشگیری از وقوع جرم، اولویت دادگستری برای صیانت از آب (جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ | ۲۲:۳۸)
» ایفاسرام پیروز هفته بیست و یکم لیگ برتر فوتبال ساحلی ایران (جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ | ۲۲:۴۲)
» رژه نیروهای نظامی و انتظامی در یزد برگزار شد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۰:۰۸)
» آغاز مسابقات فوتسال لیگ دسته یک بانوان کشور در یزد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۰:۲۴)
» صبحگاه مشترک نیرو‌های نظامی و انتظامی در خاتم برگزار شد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۰:۴۵)
» شهر جهانی یزد به عنوان پایتخت شهر پایدار معرفی خواهد شد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۱:۱۶)
» پایان آذرماه، آخرین مهلت امهال اقساط تسهیلات کشاورزان خسارت دیده استان یزد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۱:۳۱)
» فرزند جانباز دوران دفاع مقدس زائر اباعبدالله الحسین (ع) می‌شود (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۱:۴۹)
» نرم افزار شهربین زمینه مشارکت شهروندان در ارائه و حل مسائل شهری (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۲:۱۳)
» ایجاد امنیت در جامعه بر عهده همه نهاد‌ها است (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۳:۵۹)
» رونمایی از پوستر و فراخوان چهارمین جشنواره منطقه‌ای مطبوعات محلی در یزد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۴:۲۸)
» اعزام ۱۰ هزار دانش آموز یزدی به اردو‌های راهیان نور (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۴:۴۴)
» تصویب طرح‌های آبرسانی روستایی و توجه ویژه به پژوهش دستگاه‌های اجرایی (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۵:۲۸)
» اختتامیه طرح توان افزایی و تاب آوری بانوان محلات در اردکان (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۵:۵۲)
» نجات از توطئه های دشمنان با پیروی از ولایت فقیه (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۶:۴۰)
» ارائه خدمات مشاوره رایگان در مراکز مشاوره نیروی انتظامی یزد (شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷ | ۱۶:۵۵)
نويسندگان
» محمدحسین (3689)
آمار و ارقام سايت
» تاريخ : چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷
» بازديد امروز : 374
» بازديد ديرور : 1211
» بازديد ماه گذشته : 10471
» بازديد سال گذشته : 25399
» كل بازديد : 25399

» كاربران آنلاين : 1
» كاربران عضو آنلاين : 0
» كاربران ميهمان آنلاين : 1

» مجموع مطالب : 3689
» مجموع نظرات : 0
» تعداد اعضاي سايت : 4

» آي پي شما : 54.144.24.41
» مرورگر : unknown
» سيستم عامل : unknown

» ورودي هاي گوگل امروز : 0
» ورودي هاي گوگل ديروز : 0

» آخرين بروزرساني : ۱۳۹۷/۱۰/۲۶